![]() |
![]() |
|
|
مرا می بینی که فانوس به دست سر قرارمان ایستاده ام تا شاید یادم کنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 22:50 توسط پارسی هکر |
|
|
از وقتی رفتی خوابهایم ابری و آسمان دلم خاکستری است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 22:48 توسط پارسی هکر |
|
|
دلو بد جوری شکستی متاسفم برات
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 15:46 توسط پارسی هکر |
|
|
من آمدم و تو باز نیامدی .
مدتهاست سر قرار می روم
حتی صدای گام های تو را هم نمی شنوم
قرارمان غروب دلتنگی در کوچه ی رویا
کنار پیچک های خیال
وپشت پنجره ی دلواپسی بود
ساعت عشق وقت ریزش باران
زیر چتر بی قراری بود
آه ...تو نیامدی
ومن دوباره تنها با خاطرات آن روز ها گریه کردم
قرارمان یادت رفت
منوتو عهد کردیم هیچ وقت فراموش نکنیم
اما امروز من به عهدمان وفا کردم
وتو بی وفا شدی
کبوتر منتظرم را با نامه ای به سوی تو فرستادم
تا شاید بیایی
هنوز لادن های دلواپسی قلبم باور نمی کنند که قرارمان یادت نیست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 15:9 توسط پارسی هکر |
|
|
اگه یه روز بری سفر ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 14:57 توسط پارسی هکر |
|
|
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون روزگار من است . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 16:55 توسط پارسی هکر |
|
|
تو عطر گمشده ی عاشقانه های دیروزی
تمام خاطره ها رو به لحظه می دوزی ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 16:53 توسط پارسی هکر |
|
|
یادت باشد قفس پایان پرنده نیست
پرنده باید آزاد باشد .
پرنده پرنده است آزاد است قفس را دوست ندارد؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 16:50 توسط پارسی هکر |
|
|
دوستت دارم نپرس چرا ؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:43 توسط پارسی هکر |
|
|
از دور دست میروی ومیسرایمت زیبا ترین به خدا می سپارمت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 2:7 توسط پارسی هکر |
|
|
حالا هر جا که هستی پای هر کی نشستی بدو ن این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود
آخه این قلب خسته پای یکی نشسته اما بدون نمی خواست بشکنه خیلی زود
آخه این زخم کا ری چرا آروم نداری ؟
چرا میسوزی ومیسازی ومی گی دردی نداری ؟بگو.آخه بگو ..
درد نفرین تو ازدرد این زخم کاری حتی دردایی که تو در زندگی خود داری بدتره
ای درو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 20:59 توسط پارسی هکر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 20:45 توسط پارسی هکر |
|
|
تو عشق مرا با بغض رفتنت شکستی رفتی و رها شدی
من ماندم واسیر شدم بیراهه های خانه ی من شد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 20:39 توسط پارسی هکر |
|
|
دیدی گذاشتی رفتی ومن رو حسرت به دل گذاشتی .
دیدی مرا فراموش کردی ومن دیوانه شدم !
دیدی یادم را نبردی و مرا غریب وتنها گذاشتی ؟
دیدی مرا بی قرار کردی ومن دلواپس شدم ؟
دیدی نگاهم نکردی و مرا آرزو به دل گذاشتی ؟
دیدی مرا عاشق کردی و من نابود شدم ؟
دیدی مرا با خود نبردی ومن سرگردان شدم ؟
دیدی برایم لبخند نزدی ومرا بی پناه گذاشتی ؟
دیدی مرا دیوانه کردی ومن آواره شدم؟
دیدی گذاشتی ورفتی ؟
وبه قول خودت وفا نکردی؟
دیدی خیلی بی معرفتی ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 20:33 توسط پارسی هکر |
|
|
عاشقم کرد ی ؟دیوانه شدم ! آواره شدم !
تنها شدم ؟ غربت وبی کس شدم !
ولی عاشقت بودم ؟
ازپیش من رفتی
غرق سرزنش شدم
ولی منتظرت بودم ؟
سال ها گذشت ونیامدی ؟
مجنون شدم ؟ اندوهگین شدم
ولی بازم نیامدی !
ومن می خواهم با خواطرات ابتدای بودنت زندگی کنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 20:7 توسط پارسی هکر |
|
|
سال هاست نشسته ام و از بی وفایی چشمانت گریه می کنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:56 توسط پارسی هکر |
|
|
بگذار بنالم از نامهربانی چشمانت که دلم را شکست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 19:48 توسط پارسی هکر |
|
|
بگذار من شاهزاده ی قلبت باشم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 23:24 توسط پارسی هکر |
|
|
تا ابد در خیالم خواهی بود بی آنکه بخواهی قلبم را به
تسخیر خود درآوری |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 23:16 توسط پارسی هکر |
|
|
می دانی هیچ کس شبیه من جادو ی نگاهت نشد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:7 توسط پارسی هکر |
|
|
دوباره شب از راه رسید و دل من صدای آمدنت را نشنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:56 توسط پارسی هکر |
|
|
کاش در آن غروب زیبا دلم به نگاه عاشقت عادت نمی
کرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:53 توسط پارسی هکر |
|
|
کسی گفت:او در سینه اش قلب و رویا ندارد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:50 توسط پارسی هکر |
|
|
یاد آن روز که در صفحه ی شطرنج دلت
شاه عشق بودم وبا کیش رخت مات شدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:15 توسط پارسی هکر |
|
|
سفر کرده ی من برگرد و دل به من پسار.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:11 توسط پارسی هکر |
|
|
بی یار بودن را باور کن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:9 توسط پارسی هکر |
|
|
من منتظرم شاید آخر قصه بر گردی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:6 توسط پارسی هکر |
|
|
برایت هزاران نامه نوشتم ولی همه را پس دادی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:0 توسط پارسی هکر |
|
|
برایت هزاران نامه نوشتم ولی همه را پس دادی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:0 توسط پارسی هکر |
|
|
بعد از رفتن تو نشانی خوشبختی را از یادبردم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:50 توسط پارسی هکر |
|
|
بعد از رفتن تو نشانی خوشبختی را از یادبردم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:50 توسط پارسی هکر |
|
|
این جا کویر پر از بغض وغرق غریب
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:45 توسط پارسی هکر |
|
|
بعداز رفتن تو شب هایم به تلخی نبودنت است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:43 توسط پارسی هکر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
دوستت دارم حریم عاشقی پویا بیاتی عاشق شو |
|
RSS
|